دلیل اکثر مراسم اصیل ایرانی دورشدن از سوگ و عزابوده است
ورزش و مسابقات ورزشی و قهرمانی شاید از
باستانی ترین مقولات فرهنگی و فیزیکی بوده است که از قدیم در جهان و بین انسانها
رواج داشته و منظور سرگرمی و شادی مردم بوده و بس...
مسئله ورزش و پرورش تن و جان، در میان
مردم و ملتهای جهان آنقدر از اهمیت و عشق برخوردار بوده است که حتی در مشکل ترین
شرایط سختی و جنگی!! نیز تعطیل کامل نشده است!.
تا آنجا که حتی برخی مسابقات حتی در سطح المپیک بین دشمنان و در بحبوحه
نبرد انجام شده است! و یا در دوره هایی همین ورزش و مسابقات سخت ترین جنگهای
وحشتناک را چندین روز متوقف ساخته است!!
کمی از اهمیت و ارزش این
اتفاق انسانی فرهنگی گفتیم تا شاید تلنگری باشد به اشخاص و جریان هایی که هنوز هم
نتوانسته اند به اهمیت کارهای فرهنگی و اجتماعی؛ که ورزش از مهم ترین آنهاست پی
ببرند!
و این یعنی اینکه هرگز نتوانسته اند دلیل تمام این مناسبت های باستانی اصیل
و ایرانی را درک کنند!! و اهمیت وجوب و نیاز انسان و فطرت آدمیان را به شادی و
سرزندگی را باور کرده باشند!! اگر چه
میبینیم که در سخنرانی های سیاسی داد سخن سر میدهند!! و از سرگرمی ها و اشاعه هنر
وو حرف میزنند.
اما میدانیم که هرگز بسیاری از این رفتارها و مراسم را بیهوده و مبتذل میدانند!! و قلبآ به شاد بودن مردم و جوانی کردنها و زندگی های درست معتقد نیستند! چنانچه ریختن یک قطره اشک برای شهیدان را و فیوضات آن را با تمام نوع زندگی های تمام انسانها برابر نمیدانند!!!! و این یعنی یک فاجعه بد برای ایران ما، که همیشه سرور و نشاط از اهم برنامه های زندگی او بوده است. ملت ما ایرانیان در هزاره های گذشته ها مراسم و اتفاقی را بهانه میکردند تا چندین روز و یا ماه را در جشن و سرور زندگی و کار کنند!!
اما اکنون و در این عصر استقلال کشور و تمدن! وقتیکه میشنویم ؛ ملت و مردم سرزمین ما ایرانیان؛ در میان حدود یکصدو پنجاه یا شصت کشور واقعی جهان، از نظر معدل نشاط و شادزیستن، رتبه صد 100!!! و شاید بیشتر را کسب کرده است، هم غمگین تر میشویم و هم برخی دلائل اصلی آنرا حدس میزنیم !! و البته، هم توان گفتن واقعیت این مصیبت اجتماعی خودرا نداریم!!
اما گاهی که به حقایق و قوانین آزادی خواهی دین و مکتب خود نظر میکنیم؛ فکر میکنم که ما کمتر ویا متفاوت تراز اصحاب و شیعیان دوران صدر اسلام و زمان اهل بیت و امامان معصوم خود نیستیم؛ مگر نه اینکه شیعیان مولای ما علی ع با فراغ بال انتقاد میکردند و نظر میدادند؟؟
نه آقای من: امنیت و ثروت و... تنها دلیل شادی هرگز نمیتوانند باشند. شما چگونه میخواهد شرایط و مصیبت های بانوی بزرگ، حضرت زینب در کاخ یزید، و سخنان دخت گرامی مولای متقیان و به سخره کشیدن یزیدیان را شادی مردم و شیعیان این زمان توصیف نمایید!!! در حالیکه ذکر هر گوشه از تراژدی و ظلم کربلا و اسیران شام؛ ساعتها و روزها حتی هر جوان مارا غمگین و افسرده مینماید. و البته که ما عاشقان اهل بیت این اذکار را عین ثواب میدانیم... اما چنین بنظر میرسد که اصل هدف بطرف ایجاد شغل و درامدهای ناصواب و مکروه برای عده یی بوده است ، که متأسفانه حالا دیگر دولتی شده!! و مردمی هم نیست!!! چرا که اگر مردمی بود مردم و جامعه خود میداند چگونه باید هر چه را در حد و اندازه خود بجا آورند.. اما نظامها به تنها چیزی که می اندیشند؛ حفظ سلطه و تاج و تخت است؛؛
زمانیکه ما حدیث نبوی و یا توصیه یی دینی به این زیبایی
و پرمعنا داریم، که می فرمایند: مومنان و شیعیان واقعی ما غمها را در دل نگاه میدارند،
و شادیهای خودرا بر چهره و ظاهر خویش عیان مینمایند!!!
پس ما به تحقیق و منطق باور میکنیم که آنچه از سوگواریهای چند روزه و حتی چند ماهه
و شکل عزا گرفتن در بسیاری از روزهای سال را پس از ظهور و صدر اسلام رایج کرده ایم،
اندک اندک و به مرور زمان این درختچه اعتدال و لازم اکنون به چنین درخت تنومند و
حتا برای بسیاری از نوجوانان و جوان و دیگران غم و سوگی به درازای تمام سال گشته
است!! بدون اغراق میتوانم ثابت کنم که
خود بارها دیده ام، در شادترین روزها و ایام سال؛ مانند روز عید صدای ذکر مصیبت
اهل بیت سلام اله علیه را در بسیاری از نقاط شهرهای ما میتوان شنید!!!
-
اما بدانیم که ورزش هم به تنهایی نمیتواند همه اقشار
جامعه را سرگرم و مسرور سازد! بویژه اگر همچون بیشتر دفعات بازنده میدان باشیم!! و نیز چند سریال آبکی در ایامی مانند نوروز و عید
هم تنها درصدی از مردم مارا سرگرم میکند، و تنها دقایقی کوتاه تبسمی ایجاد مینماید!!
بخصوص در این زمانه ماهواره ها؛ که صدها شبکه صوتی و تصویری شاد و برخی نیز بسیار
مبتذل! به مردم ماعرضه میکنند! و چه آسیبهای بزرگ و زخم های عمیقی را که بر روح و
جان جوانان ما وارد ساخته اند.
به چه کسی شکایت کنیم بجز خداوند؛ که در کشور من مردم پنج ماه از سال را حق
برگزاری مراسم جشن یا شادی کوچکی را ندارند!! نه لازم نیست فکر کنید که من غلو میکنم...
آیا جوان ما در ماههای محرم و صفر و ماه
رمضان میتواند یک مراسم جشن کوچک برای ازدواج و آغاز زندگی مشترک خود برپا کنند؟؟؟
این سه ماه از سال ! حالا دیگر نیاز نیست از چندین دهه حزن و عزا؛ که تمام آنها از
چهار قرن گذشته به اینطرف روز به روز گسترش پیدا کرده و با خون و فرهنگ مردم ما
درآمیخته است؛ صحبت کنم.... یعنی نیمی از سال را محکوم به عزا و سیه پوشی هستیم!!!!1
و من به عنوان یک موحد؛ مسلمان و یک معتقد به تشیع علوی و اثنی عشری؛ و دوستدار
اهل بیت ع سوگند میخورم که نه خداوند و نه پیامبران و نه اهل بیت واقعی ایشان هرگز
دین را نیاوردند که ما انسانها را در طول زندگی بدان دین و مذهب سرگرم و مشغول
سازند...
و آنچه را که اکنون میبینیم؛ همان است که در طول زمان تعدادی اشخاص؛ البته معرفی این اشخاص بسیار پیچیده و ضمنآ تعهدآور است و شاید خطرناک!!!!
این قصه را در یک مطلب اگر زنده بودم؛ به کسانی سپرده ام؛ که ارائه خواهم داد...
اما این مقاله مقصودش ورزشی بود که بازهم به بیراهه شخصی من رفت!!و قرار بود:
مطلب مهم ورزشی:
تصمیمات و خرده سیاستها در ورزش نباید دوره یی و احساسی اجراشود.
چرا که دنیای ورزش همیشه هست وباید سیاستها همیشگی و دقیق باشند.
مثال: ناگهان پیران را فدای جوانگرایی بکنیم
یا برعکس..ووو ادامه بزودی...