رابطه فرهنگ وسنن با بهداشت جامعه.   فرهنگ یعنی ادبیات وتربیت شکل گرفته باتأثیرگرفتن از مذهب،تجارب وبطور کلی عاداتی که در خانواده وبدنبال آن در یک جامعه انسانی شکل میگیرد، وجمع آن به باورهای جامعه تبدیل شده است،اگرچه در یک فرهنگ خاص مواردی را هم میتوان یافت که راه صواب نباشند!!

امابهرحال تجمیع آن یعنی سطح بهداشت وبهزیستن جامعه در همه زمینه های اخلاقی وروانی وجسمی وروابط سالم یا ناسالم در اجتماع وسرزمین مشخص.  پس با این احوال واین تعریف درمییابیم که عادات مردم نیز جدا ی از روزمرگیهای کم اهمیت تر نیست، حال این عادات ورفتارهای اجتماعی هم میتواند فرهنگ وعادت مطالعه وکتابخوانی باشد، ویااینکه سنتهای مهمان دوستی وروابط بین انسانها باشد،ویا اینکه چیزی بسیار ساده تر وپیش پاافتاده باشد (البته نه ازنگاه عاقل) ،ساده مانند نوع عادتهای گستردن یک سفره یا میز غذائی که مادر یاهمسران ما مگشایند ،تا اینکه من وشما وفرزندان ما از کودک تا جوان خودرا سیر کنیم.

بله، عادتهای چشایی،یابویائی،وذائقه هائی که هریک ودر هرگوشه ازاین جهان به طعم ومزه هاوبوی غذائی خاصی تمایل دارند،بطوریکه میدانیم در جائی اندکی شوری را بسیار بد وتلخ میدانند،درحالیکه همین خوشنمکی برای بعضی کشورها مانند ایران یا ترکیه بسیار خوشمزه وجذاب است!! واینک باید عرض کنم که منظور من ازاین مقدمه جینی، همین جمله آخر وعادات بد وخوب غذائیست!!

         مطلبی که اصل آن بهداشت غذائی جامعه ماورابطه آن باعادت وسنتها وفرهنگ ماست.  نوع فرهنگ وعادتهائی که بدون شک پیروی از آنها ویا بعکس ،بی تفاوتی وانجام ندادن آن سلامتی جسمی وروانی ماو فرزندان مارا ویا برعکس آن یعنی انواع بیماریهای صعب العلاج جسمی وروحی را به ارمغان خواهندآورد. وبا یک تحقیق ساده پی خواهیدبرد که در یک منطقه از جهان بعنوان مثال انواع بیماریهای قلبی وعروقی درصد بسیار کمتری دارند، در صورتیکه در منطقه یا کشور دیگری مانندکشور ما ،حتا قبل از رسیدن به سنین میانسالی مردم به مشکلات متعدد بیماریهای قلبی وانسداد عروق وپرفشاری خون یاقند ونارسائیهای کلیوی و و .. و مبتلا ودچارند، که این بیماریها که زنجیروار با هم مرتبطند، نه تنها شخص را آزار وشکنجه میدهد ،بلکه هزینه های سنگین مادی ومعنوی را به کشورها تحمیل مینماید.

 وزمانیکه نیم نگاهی به پشت سر وعقبه نسل خودمیکنیم ،متوجه خواهیدشد که نطفه و دلیل تمام این بیماریهای امروز ریشه در سنتها وعادات غذایی وروش زندگی ما در گذشته دارند. واینجاست که بازهم مجبورم که مسئله آموزش را در خانواده مورد تأکیدقراردهم، وهمچنین آموزشهای مهارت زندگی وباورها یا عادتهای غلط را در مدارس خود، از ابتدائی تا دبیرستان ودانشگاههای ما؛ وباور کنیم که این کودکان وجوانان نه تنها پدران ومادران آینده این سرزمین هستند، بلکه همین اکنون هم بهترین معلمها در میان خانواده خویشند!! چرا که والدین برخی تذکرات ونصایح کودکان خودرا هم میپذیرند وهم عمل میکنند! 

 ودراینجا روی نکات مهم ومدنظر دست میگذارم.  1
-
شما مادر ویا خانم خانه، آیا میدانید که بسادگی میتوانید ذائقه افراد خانه را با شگردهای خود تغییردهید؟
2-ایا میدانید که شما میتوانید از مقدار نمک مصرفی در انواع غذاهای خود بکاهید؟
3- آیا میدانید که دلیل بیشترین بیماریهائی مانند قلبی وعروقی وکلیوی که دلیل عمده این بیماریهای لاعلاج ،همین فشارخون بالاست ،ومصرف زیاد نمک یا کلرورسدیم دلیل عمده فشارخون بالاست پس بیائیدکه باور کنیم ،نمک وشکر وهروئین از نظر خطر ودشمنی در یک ردیفند!
4- آیا میدانید که شما بانوی هنرمند میتوانید  انواع چاشنی دیگر را جانشین نمک اضافی بکنید وحتی خوراکی خوشمزه تر تهیه کنید؟
وآیا نمیتوانید نمکدان را بتدریج از میان سفره یا میز غذای خودبردارید وحذف کنید؟
5- من میخواهم این سوال راخودتان پاسخ دهید، یک جوان چاق یا یکفرد میانسال که اکنون به بیماری پیشرفته دیابت یا فشار خون بالا که اکنون عروق قلب و کلیه های اوهم درگیر شده اند،که یقینآ دلیل اصلی اینها تغذیه نادرست وعادات بد غذائی در سنین کودکی ونوجوانی بوده است،باید به جان چه کسی نفرین کند؟ وباید وتأسف بود که همین بیمار بدلیل ناآگاهی خود وخانواده اش همان عادات غلط را هنوز دنبال میکنند!!

  دیگر کمترکسیرا میتوان یافت که از مضرات چربیهای مضر وقندهای ساده وشیرینیجات وبدترازهمه که بیشتر در دسترس است نمک که عروق بدن را خشک مینماید و خطرناکترین ردپای آن بیماری پرفشاری خون است، که یقینآ ثابت شده یکی از خطرناکترین ومهلکترین بیماریهائیست ، که متأسفانه بدلیل نداشتن علائم ونشانه های ناگهانی و خاص کمتر مورد توجه و قرار میگیرد.

      نمیدانم چه مثالی عنوان کنم، یا چه تشبیهی بکارببرم؟ تا شاید اندکی تأثیر داشته باشد. اما یک نمونه را تشبیه میکنم، راجع به نمک که عشق بعضیهاست.یکبار  سری به کویر نمک بزنید؛ واون شوره زار خشک وبیجان را ببینید، آخه چرا جسم وبدن آبکی ولطیف خودتون رو تبدیل به شوره زاری خشک میکنید؟ یک مثال دیگه میزنم که کمی هم عجیب است!! ،شاید که باعث شود غیرتی بشین واندکی بعضی عادات بد غذائی رو ترک کنید، یا اگه مردانگی واراده ترک کردن راهم ندارید حداقل عمل نمک وشیرینیجات وغذاهای چرب وچیلی را کمترکنید.

       واما یک خاطره واقعی که برای من یک عبرت بود وبرای شما یک مثال باشه!!
 یکروزی منزل یکی از اقوام دعوت ناهار بودیم ،یکی از آشنایان ماهم که اتفاقأ دوفرزند پسرش معتادند حضورداشت. من برحسب اتفاق دیدم که این آقای محترم هنوز بدون اینکه غذارا چشیده باشد نمکدان را برداشت ویه عالمه نمک ریخت روی غذاش. بهش گفتم آقاجان اول مزه کن ،اگه دیدی بی مزه هست اونوقت نمک بریز روش، گفت من عادت دارم ،درضمن عاشق نمکدونم،وخوردن نمک رو نمیتونم ترک کنم!!
 ومن راستش خیلی فکرم مشغول شد ،البته نه بخاطراین یک نفر وفرزندان معتاد وبیمارش. بلکه فکر کردم چگونه یه عده درحالیکه حتا از کنار گذاشتن یک عادت بد ونافرجام غذائی عاجز هستند ونمیتوانند اون عادت مضر را ترک کنند،ودرحالیکه ترک کردن این رفتار پرخطر اما ساده ،بدون کوچکترین درد وناراحتی میباشد،چگونه به فرزند خود یا هر معتاد مخدر دیگری خیلی راحت میگه چرا اراده نداری که ترک مواد مخدر یا روانگردان بکنی!!در حالیکه خود این شخص که کلی ادعای مردانگی واراده وغیرت داره !!یک نمک ساده را اراده ندارد که حداقل کمتر مصرف کند؟؟


        شاید حالا که صحبت ازعادات بی دلیل ورفتاهای غلط غذائی ومخصوصأ مصرف بی رویه نمک بمیان آمد، یاداوری کنم که مصرف نمک زیاد یا همین سدیم چه مضرات بزرگی را بمرور نصیب انسان میکند،واین یک شوخی نیست، مبالغه هم نیست،واگر میخواهید در آینده بویژه پس ازجوانی، تندرست باشید وبه انواع بیماریهای کلیوی ،قلبی وعروقی ،وضعف زودرس چشمی که اینها همه نتیجه وبدنبال پرفشاری خون پدید می آیند دچار ومبتلا نشوید، درعادات غذائی خود حتمأ وهمین امروز تجدید نظر کنید.

       وبدترین عادت پرخطر در هنگام خوردن غذا مصرف نمک است، ماده ئی که شاید دلیل پنجاه یا شصت درصد بیماریهای فشارخون است. عادت بدی که ترک آن میتواند شما وخانواده شما وحتی نوه های شمارا که آنها نیز به عادات بد وخوب شما مبتلا میشوند را از بسیاری بیماریهای لاعلاج که مسبب بیشتر آنها باورها وعادتهای غلط غذاییست ،دور کند ونجات بخشد. ///بیست ونهم تیر ماه هشتادونه   ابوالقاسمی